هروم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هروم . [ هََ ] (اِخ ) نام شهر زنان و بعضی گویند نام شهری است که در این زمان بردع می گویندش . (برهان ) : هرومش لقب بود از آغاز کار کنون بردعش خواند آموزگار. نظامی . رج-وع به ب-ردع شود.
هروم .[ هََ ] (اِخ ) نام پهلوانی و دلاوری است . (برهان ).
هروم . [ هََ ] (ع ص ) زن پلید بدخوی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).