هروان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هروان . [ هَِرْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ابرغان از بخش مرکزی شهرستان سراب که در ٨ هزارگزی جنوب سراب و ٨ هزارگزی راه شوسه ٔ تبریز به سراب واقع شده و جلگه ای است معتدل و دارای ٣١٥ تن سکنه از چشمه ها مشروب میشود و محصول عمده اش غله، بزرک و کار مردم زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
هروان . [ هَِرْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دیزجرود بخش عجب شیر شهرستان مراغه که در چهار هزارگزی جنوب عجب شیر و ٧ هزارگزی باختر راه شوسه ٔ مراغه ٔ به آذرشهر واقع و جلگه ای است معتدل و دارای ٥٢٦ تن سکنه . از رود قلعه ٔ چای و چشمه ها و چاهها مشروب میشود. محصول عمده اش غله، کشمش و بادام و کار مردم زراعت و جوراب بافی با وسایل دستی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).