هروانگه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هروانگه .[ هََرْ ن َ گ َه ْ ] (اِ مرکب ) از هروانه + گه که پساوند مکان است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). بیمارستان . (برهان ). اگر این کلمه مرکب از هروان یا هروانه و «گه »باشد آن وقت بایستی جزء اول بیمار یا پادافراه و کیفر معنی بدهد. در فرهنگ اسدی هروانه به معنی بیمارستان و جای پادافراه است . فردوسی گفته است : بفرمود کاین را به هروانگه برید و همانجا کنیدش تبه . ولی لغت اصلی هروانه است و مثل اینکه «گه » زاید و بی معنی است . (یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به هروانه شود.