هرمع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هرمع. [ هََ رَم ْ م َ ] (ع ص ) مرد زودگریه . (منتهی الارب ). تندگریه . (از اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) شتابی .سبکی . (منتهی الارب ). شتاب در راه رفتن . ◄ کندی در راه رفتن . (اقرب الموارد). از اضداد است .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هرمع. [ هََ رَم ْ م َ ] (ع ص ) مرد زودگریه . (منتهی الارب ). تندگریه . (از اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) شتابی .سبکی . (منتهی الارب ). شتاب در راه رفتن . ◄ کندی در راه رفتن . (اقرب الموارد). از اضداد است .