هرمزدروز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هرمزدروز. [ هَُ م َ ] (اِ مرکب ) روز اول ماه : یکی کودک آمدش هرمزدروز به نیک اختر و فال گیتی فروز. فردوسی . دگر گفت کاین نامه ٔ دلفروز فرستاده آمد به هرمزدروز. اسدی . رجوع به هرمز و هرمزد و اورمزد شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هرمزدروز. [ هَُ م َ ] (اِ مرکب ) روز اول ماه : یکی کودک آمدش هرمزدروز به نیک اختر و فال گیتی فروز. فردوسی . دگر گفت کاین نامه ٔ دلفروز فرستاده آمد به هرمزدروز. اسدی . رجوع به هرمز و هرمزد و اورمزد شود.