هرزه شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. شُ دَ) (مص ل.)<BR>۱- فاسد شدن.<BR>۲- خراب شدن و از کار افتادن پرة قفل و کلید و مانند آن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. شُ دَ) (مص ل.) ۱- فاسد شدن. ۲- خراب شدن و از کار افتادن پره قفل و کلید و مانند آن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هرزه شدن . [ هََ زَ / زِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) هرز شدن . سوده و غیر قابل استعمال شدن چنانکه قفل و کلید و جز آن . (یادداشت به خط مؤلف ). ◄ فاسد شدن و بد شدن آدمی در اخلاق و رفتار و گفتار. رجوع به هرزه شود.