هردی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هردی . [ هَُ دی ی ] (ع ص نسبی ) از هرد، رنگ کرده .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). زعفرانی . زردچوبه ای .
هردی . [ هَِ دا ] (ع اِ) زردچوبه . (منتهی الارب ). هرداء. (اقرب الموارد). رجوع به هرداء شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هردی . [ هَُ دی ی ] (ع ص نسبی ) از هرد، رنگ کرده .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). زعفرانی . زردچوبه ای .
هردی . [ هَِ دا ] (ع اِ) زردچوبه . (منتهی الارب ). هرداء. (اقرب الموارد). رجوع به هرداء شود.