هرار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هرار. [ هَُ ] (ع مص ) به بیماری هرار مبتلا گردیدن . ◄ روان شدن شکم کسی چندانکه بمیرد. روان شدن شکم شتر از هربیماری که باشد. (منتهی الارب ). رجوع به هُرّ شود.
هرار. [ هََ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان جاوید بخش فهلیان شهرستان کازرون که در ١٤ هزارگزی خاور فهلیان واقع شده و٣٢ تن سکنه دارد. شامل دو بخش است که هرار پایین و بالا خوانده میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
هرار. [ هَُ ] (اِخ ) جایی است در طرف صمان از بلادتمیم و گویند قفی است در یمامه . (معجم البلدان ).