هذیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هذیل . [ هَُ ذَ ] (اِخ ) ابن مسعرالانصاری مکنی به ابوعبداﷲ تابعی است . (یادداشت به خط مؤلف ).
هذیل . [ هَُ ذَ ] (اِخ ) یکی از بنی الحارث که بقولی رسول (ص ) دختر او را به زنی گرفت . (یادداشت به خط مؤلف ). هذیل بن حکم، مکنی به ابوالمنذر بوده . (یادداشت مؤلف ). نام صحابی است که پدر و مادرش هر دو مقعد بودند. (منتهی الارب ).
هذیل . [ هَُ ذَ ] (اِخ ) ابن مدرکةبن الیاس بن مضر پدر حیی است از مضر و هُذَلی ّ منسوب است به وی . (منتهی الارب ). بنوهذیل قبیله ای هستند وسیع که شامل بطون کثیره اند و نسبت به آنها را «هذلی » گویند. (از صبح الاعشی ج ١، ص ٣٤٨) : یک جوانی راگزید او از هذیل میر لشکر کردش و سالار خیل . مولوی . رجوع به هذلی شود.