هذیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) پریشان گویی.<BR>۲- (اِ.) گفتار بیهوده و پرت و پلا.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هَ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) پریشان گویی. ۲- (اِ.) گفتار بیهوده و پرت و پلا.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هذیان . [ هََ ذَ ] (ع مص ) بیهوده دراییدن از بیماری و خواب و جز آن . (منتهی الارب ). چرند و پرند. گفتار بیهوده . پرت و پلا. (یادداشت به خط مؤلف ). تکلم غیرمعقول از بیماری یا جز آن . (اقرب الموارد) : من این همه ز طریق مطایبت گفتم مگر نگویی کاین ژاژ باشد و هذیان . فرخی . اکنون صفت بچه ٔ انگور بگویم کاین هر صفتی در صفت او هذیان است . منوچهری . نخیزد دشمنی الا ز هذیان تو هذیان بر زبان خود مگردان . ناصرخسرو. - هذیان گفتن . رجوع به هذیان گفتن و نیز رجوع به هذی شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
چرند، پریشان گویی