هذلول
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هُ) [ ع. ] (ص.)<BR>۱- سبک.<BR>۲- مرد سبک.<BR>۳- اسب دراز و درشت اندام.<BR>۴- آفت، فتنه.<BR>۵- ابر باریک.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هُ) [ ع. ] (ص.) ۱- سبک. ۲- مرد سبک. ۳- اسب دراز و درشت اندام. ۴- آفت، فتنه. ۵- ابر باریک.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هذلول . [ هَُ ] (ع ص، اِ) مرد سبک . ◄ سبک از تیر و گرگ . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ اسب دراز درشت اندام . (منتهی الارب ). اسب دراز سخت اندام . (اقرب الموارد). ◄ پشته ٔ خرد. (منتهی الارب ). تل صغیر. (اقرب الموارد). ◄ آبراهه ٔ خرد. ◄ ریگ ریزه . ◄ آفت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ فتنه . (منتهی الارب ). ◄ اول شب یا بقیه ٔ آن . ◄ باران که از دور دیده شود. ◄ ابر باریک . ج، هذالیل . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).