هذب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هذب . [ هََ ] (ع مص ) بریدن چیزی را. (منتهی الارب ). بریدن درخت و جز آن را. (اقرب الموارد). ◄ پاکیزه و بی آمیغ کردن . (منتهی الارب ). پاک و خالص کردن . (اقرب الموارد). ◄ برگزیدن . ◄ درست نمودن . (منتهی الارب ). اصلاح . (اقرب الموارد). ◄ پاک کردن نخله را از پوست و لیف . ◄ روان شدن چیزی . ◄ شتافتن مرد و جز آن . ◄ افزون گشتن بانگ و خروش قوم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
هذب . [ هََ ذَ ] (ع اِمص ) روشنایی و باصفایی . (منتهی الارب ). صفا و خلوص . (اقرب الموارد): ما فی مودتّه هذب . (اقرب الموارد). ◄ پاکیزگی . ◄ برگزیدگی . (منتهی الارب ).
هذب . [ هََ ذِ ] (ع ص ) سریع از اسب و جز آن . (از اقرب الموارد).