هدایت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هِ یَ) [ ع. هدایة ] (اِمص.) راهنمایی، راه راست نمودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هِ یَ) [ ع. هدایه ] (اِمص.) راهنمایی، راه راست نمودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هدایت . [ هَِ ی َ ] (اِخ ) (میرزا...) خلف میرزا شاه تقی نصرآبادی نویسد: جوان قابل بآرامی است در اوانی که به اصفهان بود به نوعی سلوک میکرد که دشمن و دوست زبان تحسین می گشودند و او را بیکدیگر مینمودند. در وقتی که والد او شیخ الاسلام مشهد مقدس بود وی نیز قاضی آن شهر بود و الحال شیخ الاسلام مشهد است . او راست : به ما بیگانگیها چیست گاهی ؟ تبسم گر نمیخواهی، نگاهی به جانان تحفه ٔ ما تنگدستان گل داغی است یاریحان آهی . (از تذکره ٔ نصرآبادی صص ١٧٧ - ١٧٨). میرزاهدایت از شعرای قرن یازدهم هجری بوده است .
هدایت . [ هَِ ی َ ] (اِخ ) مهدیقلی ... از خاندان معروف هدایت و از بستگان رضا قلیخان است . وی از مطلعان تاریخ و فرهنگ ایران بود و در سیاست بمناصب عالی رسید آثار بسیاری از خود بجا گذاشته و آنچه بطبع رسیده عبارت است از: ١- فوائدالترجمان در تعلیم زبان فرانسه در ٢ جلد. ٢- تحفةالاَّفاق در تاریخ، جغرافیا، سیاست و افتصاد اروپا. ٣- گزارش ایران باستان با تحقیقی در سلسله ٔ کیان . ٤- مجمعالادوار در علم موسیقی . ٥- افکار امم در تحقیق مذاهب و تطبیق با حکمت . ٦- سفرنامه ٔ گرد کره از طریق چین و ژاپن به عزم زیارت بیت اﷲ. ٧- خاطرات و خطرات . ٨- تعلیم الاطفال در تدریس الفبا و الفبای مخصوص . وی تا آخرین سالهای عمر خود و بنا بنوشته ٔ خودش تا سال ١٣٢٦ هَ .ش . که خاطرات و خطرات را مینوشته همواره در کار تصنیف و تألیف بوده و آثار دیگری نیز بوجود آورده که عمرش برای طبع آنها وفا نکرده است . (از کتاب خاطرات و خطرات ). حاج مخبرالسلطنه هدایت در سال ١٣٠٥ هَ .ش . وزیر فوائد عامه گردید. در اردیبهشت ١٣٠٦ به ریاست دیوان عالی تمیز منصوب شد و سپس در خرداد ماه ١٣٠٦ هَ .ش . برای اولین بار به نخست وزیری رسید. مخبرالسلطنه در دیماه ١٣٠٩ مجدداً نخست وزیر شد و کابینه ٔ دوم خود را تشکیل داد. در فروردین ١٣١٢ پس از تشکیل دوره ٔ نهم مجلس شورای ملی از نخست وزیری مستعفی و برای بار سوم مأمور تشکیل کابینه گردید. وی در روز چهارشنبه ٢٢ شهریور ١٣٣٤ هَ .ش . درگذشت . (از فرهنگ فارسی معین ).
هدایت . [ هَِ ی َ ](اِخ ) مخبرالسلطنه . رجوع به هدایت (مهدیقلی ) شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
رهبری، راهبری، کنترل، امامت، امامی، امیری، پیشوایی، دستور استبداد برتری سردمداری رانندگی کارگردانی [مدیر، رهبر]
واژگان فارسی سره واژهدان
رهنمودی، رهنمود، رهبری، راهنمایی، راهبرد
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه
واژگان قرآن
وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ منظور از «هدایت» راه یابى به سوى مقصود، یعنى تکامل و پیشرفت انسان در تمام جنبه هاى مثبت است.(8)