هدایا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هدایا. [ هََ ] (ع اِ) ج ِ هدیه . (ترجمان علامه ٔ جرجانی، ترتیب عادل ) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). پیش کشیها : مهدراست کردند با خدمتکاران و هدایا. (تاریخ بیهقی ). به فخر سر به فلک برکشید و شادی کرد که آن هدایا بر دست او قبول افتاد. مسعودسعد. رجوع به هدیه شود.