هدام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هدام . [ هَُ ] (ع اِ) دُوَران سر که از سواری کشتی عارض شود. (منتهی الارب ). دواری که انسان را به دریا عارض شود. (اقرب الموارد). بیماری دریا. دریا گرفتگی . (یادداشت به خط مؤلف ).
هدام . [ هَُ ] (اِخ ) دهی کوچک است از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز در ٥٢ هزارگزی شمال خاوری اهواز، کنارراه اتومبیل رو مسجدسلیمان به اهواز واقع و دارای پانزده تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).