هدالة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هدالة. [ هََ ل َ ] (اِخ ) دهی است به یمن . (منتهی الارب ). قریه ای است از قراء عثر در اوایل یمن از جانب قبله . (معجم البلدان ).
هدالة. [ هََ ل َ ] (ع اِ) گروه . (منتهی الارب ). جماعت . (اقرب الموارد). ◄ نوعی از درخت که در سمرزار روید و سمر نیست . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ج، هدال . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).