هجین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هَ) [ ع. ] (ص.)<BR>۱- لیئم، ناکس.<BR>۲- آن که پدرش آزاد و مادرش کنیز باشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هَ) [ ع. ] (ص.) ۱- لیئم، ناکس. ۲- آن که پدرش آزاد و مادرش کنیز باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هجین . [ هََ] (ع ص ) ناکس . (منتهی الارب ). لئیم . (اقرب الموارد). ◄ فرومایه از هر چیز. (منتهی الارب ). ◄ آن که پدرش آزاد و مادرش پرستار باشد. (منتهی الارب ). عربی که کنیززاده باشد و ازهری گوید: هجین کسی است که پدرش عرب و مادرش کنیزی غیرمحصنه بود و چون محصنه شود فرزند را هجین نگویند. (اقرب الموارد). ◄ آنکه پدرش از مادر بهتر باشد در حسب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ج، هُجن، هجناء، هُجنان، مهاجین، مهاجنه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ فرومایه و نااصل از اسب و ستور. (منتهی الارب ): فرس برذونة هجین ؛ غیرعتیق . (از اقرب الموارد). ◄ لبن هجین ؛ شیری که نه خالص باشد و نه فله . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به هجیمة شود.