هجود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هجود. [ هَُ ] (ع مص ) بر زمین نهادن شتر پیش گردن خود را. (منتهی الارب ). ◄ به شب خفتن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و گویند هجود خواب روز و هجوع خواب شب است . (اقرب الموارد). ◄ بیدار بودن . (منتهی الارب ). سهر و از اضداد است . (اقرب الموارد). ◄ (ص، اِ) ج ِ هَجود. و رجوع بدان کلمه شود.
هجود. [ هََ ] (ع ص ) نماز تهجد گذارنده . (منتهی الارب ). مصلی باللیل . (اقرب الموارد). ج، هُجود، هُجَّد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).