هجع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هجع. [ هََ ] (ع مص ) شکستن . ◄ شکسته شدن . ◄ آرام شدن . (از اقرب الموارد). ◄ شکستن گرسنگی کسی را. (از ناظم الاطباء).
هجع. [ هَِ ] (ع ص ) مدهوش بیخود. (منتهی الارب ). ◄ گول . (منتهی الارب ). غافل احمق . (اقرب الموارد).
هجع. [ هَُ ج َ / هََ ج ِ ] (ع ص ) مدهوش . بی خود. (منتهی الارب ). ◄ گول . (منتهی الارب ). غافل احمق . (اقرب الموارد). رجوع به هِجع شود.