هجرس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هجرس . [ هَِ رِ ] (ع اِ) کپی . (منتهی الارب ). قرد. (اقرب الموارد). ◄ روباه بچه . (منتهی الارب )(از اقرب الموارد). ◄ مردم ناکس . (منتهی الارب ). لئیم . (اقرب الموارد). ◄ خرس . ◄ هر جانور خرد که به شب گشت کند فرود روباه و برتر از کلاکموش . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). - امثال : ادنی من هجرس ؛ ای الدب اوالقرد. (منتهی الارب ): اجبن من هجرس ؛ ترسوتر از بچه روباه یا میمون زیرا این جانوران از ترس نمیخوابند مگر اینکه سنگی در دست دارند از بیم آنکه گرگ آنها رابخورد. (اقرب الموارد). ◄ سختی ایام . (منتهی الارب ). ◄ ریزه ترین باران سرما مثل پشک . ج، هجارس .(منتهی الارب ).