هتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هتن . [ هَُ ت ْ ت َ ] (ع اِ) ج ِ هاتن و هتون . (تاج العروس ) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (منتهی الارب ). رجوع به هریک از این کلمات شود.
هتن . [ هَُ ت ُ ] (ع ص، اِ) ج ِ هاتن و هتون . (تاج العروس ) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (منتهی الارب ). رجوع به هر یک از این کلمات شود.
هتن . [ هََ ] (ع مص ) هتنت السماء هتناً؛ باریدن ابر. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (تاج العروس ). ◄ پیاپی باریدن ابر. باریدن ابر مانند هطل یا فوق آن . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (منتهی الارب ) (تاج العروس ). ◄ سست و پیوسته باریدن ابر. ◄ باریدن ابر ساعتی و سپس سست شدن و سپس باز باریدن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). این کلمه مبدل هتل باشد، چه تبدیل لام به نون و نون به لام، نزد پیشینیان امری بسیار معمول و مشهور بوده است : هتلت السماء و هتنت . (نشوءاللغة ص ٥١). هتون . هتنان . تهتان . هتل . هتول . هتلان . تهتال . هطل . هطلان . تهطال . رجوع به هریک از این کلمات شود.