هتف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) بانگ کردن.<BR>۲- (اِ.) آواز بلند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هَ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) بانگ کردن. ۲- (اِ.) آواز بلند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هتف . [ هََ ] (ع مص ) هتاف . بانگ کردن . (تاج المصادر) (دهار). بانگ برزدن . آواز دادن . (مقدمة الادب ). خواندن . (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء): هتف به هتفاً؛ بانگ برزد بر او. (معجم متن اللغة). هتف به هاتف ؛ بانگ برزد برو کسی که شخص وی دیده نشد. (ناظم الاطباء). اهتف بالانصار؛ بخوان مر یاران را. (از اقرب الموارد). ◄ بانگ کردن و نوحه کردن کبوتر. (از معجم متن اللغة). هتفت الحمامة؛ بانگ کرد آن کبوتر. (ناظم الاطباء). کشید صدایش را به طریق نوحه . (از اقرب الموارد). ◄ ستودن ومدح کردن کسی را: هتف بفلان ؛ مر او را ستود. (از معجم متن اللغة): فلانة یُهْتَف ُ بها؛ آن زن به خوبرویی وجمال یاد کرده میشود. (از معجم متن اللغة). ◄ انداختن . (دهار) .
هتف . [ هََ ] (ع اِ) آواز. (منتهی الارب ). آواز بلند. بانگ سخت . (از معجم متن اللغة). بانگ بلند. (دهار). هتاف .