هت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هت . [ هََ ت ت ] (ع مص ) پی هم نقل کردن کلام و حدیث را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). ◄ نیکو راندن کلام را بسلامت . (منتهی الارب ). نیکو بیان کردن کلام و حدیث را. (ناظم الاطباء). نیکو راندن کلام را. (از اقرب الموارد). سخن نیکو راندن . (زوزنی ). ◄ پاره کردن جامه . (ناظم الاطباء). جامه پاره کردن . (منتهی الارب ). پاره پاره کردن جامه . (اقرب الموارد)(تاج العروس ) (معجم متن اللغة). ◄ دریدن عرض کسی را. (ناظم الاطباء) (تاج العروس ) (معجم متن اللغة). روی گردانیدن . (منتهی الارب ). ◄ ریختن آب را. (از اقرب الموارد). ریختن آب و مانند آن را. (ناظم الاطباء). پی در پی ریختن آب را. (از معجم متن اللغة) (تاج العروس ). ریختن . (منتهی الارب ). هت ّالسحابة المطر؛ پی در پی بارید. پیاپی بارید. ◄ فرود افکندن از مرتبه در اکرام . (منتهی الارب ). پایین آوردن مرتبه ٔ کسی را در اکرام . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (تاج العروس ). ◄ پی در پی رشتن زن . (از معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (تاج العروس ). متابعت کردن زن در غزل . (منتهی الارب ). متابعت کردن زن در دوک رشتن . (ناظم الاطباء). ◄ فروریختن برگ درخت را. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). فروافتادن برگ درخت . (منتهی الارب ). ◄ شکستن و خرد کردن چیزی را. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (تاج العروس ). شکستن . (منتهی الارب ) (دهار) (زوزنی ). ◄ بشتاب سخن گفتن . (معجم متن اللغة). - هت همزة ؛ تلفظ کردن همزة را در کلام . (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). - هت قوائم بعیر ؛ صدا کردن پاهای شتر. (اقرب الموارد).
هت . [ هََ٢ت ْ ت َ ] (هندی، اِ) از اندازه های هند بوده که معادل یک قبضه و بیست و چهار انگشت باشد و آن یک ذرع است . و «دست » نیزنامیده میشده . (از ماللهند ابوریحان بیرونی ص ٧٩).