هبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هبی . [ هََ ] (ع اِ صوت ) آوازی که بدان اسب را برانند و از خود دور کنند. (ناظم الاطباء). نوعی از آواز که بدان اسب را برانند، یعنی دور شو از من . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). کمیت گوید : نُعَلّمها هبی و هلا و ارحب و فی أبیاتنا و لنا افتلینا. (از لسان العرب ).
هبی . [ هََ ب َ ی ی ] (ع اِ) کودک خرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (لسان العرب ). ج، هَبائی ّ . (لسان العرب ).
هبی . [ هَُب ْ با ] (ع ص، اِ) ج ِ هابی . (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (لسان العرب ). رجوع به هابی شود: نجوم هبی ؛ ستاره هایی که از گرد و غبار پوشیده شده باشند. (ناظم الاطباء). ستارگان نهفته در غبار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (لسان العرب ).