هبلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هبلة. [ هَِ ب ِ / ب َل ْ ل َ ] (ع ص ) مؤنث هبل [ هَِ ب ِ / هَِ ب َل ل ] . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). زن بزرگ جثه . (ناظم الاطباء). ◄ زن درازبالا. (ناظم الاطباء).
هبلة. [ هََ ب ِ ل َ ] (ع ص ) زنی که فرزند خود را گم کرده باشد. مادر گم کرده فرزند. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). این کلمه در مقام مدح و اعجاب استعمال شود. (معجم متن اللغة). ولی اقرب الموارد درباره ٔ کلمه ٔ «هابل » که به معنی زن گم کرده فرزند است آورده : در اصل به معنی گم کرده فرزند است ولی در معنی مدح و اعجاب استعمال شود. یعنی «چه داناست او و چه صواب است رأی او».
هبلة. [ هَُ ل َ ] (ع اِ) بوسه . قبله . (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). ◄ (ص ) زن فرزند گم کرده . (معجم متن اللغة).