هبز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هبز. [ هََ ] (ع مص ) مردن . ◄ ناگاه مردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (تاج العروس ). ◄ جهیدن . جستن . ابز. (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغة) (تاج العروس ). ◄ گوشت گرفتن شتر . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ بریدن پاره ای بزرگ از گوشت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
هبز. [ هََ ] (ع اِ) لغتی است در هبر و به معنی آن یعنی زمین پست هموار که اطرافش بلند باشد. ج، هُبوز. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (تاج العروس ).