هبج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هبج .[ هََ ب َ ] (ع اِ) آماس پستان شتر ماده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد).
هبج . [ هََ ] (ع مص ) زدن کسی را به چوب دستی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ استعاره است نزد عوام برای جدا کردن برنج از پوستش بوسیله ٔ چوب زدن . (معجم متن اللغة). ◄ آرام و پی در پی زدن . (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة).