هبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ه ب) [ ع. هبة ]<BR>۱- (اِمص.) بخشش و انعام. ج. هبات.<BR>۲- (اِ.) آنچه بخشیده شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ه ب) [ ع. هبه ] ۱- (اِمص.) بخشش و انعام. ج. هبات. ۲- (اِ.) آنچه بخشیده شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هبة. [ هََ / هَِ ب ْ ب َ ] (ع مص ) بریدن چیزی را. (منتهی الارب ): هب السیف الشی ٔ هبة؛ برید شمشیر آن چیز را. (اقرب الموارد). ◄ به حرکت درآوردن شمشیر چیزی را. جنبانیدن شمشیر چیزی را. (معجم متن اللغة). ◄ جنبیدن و به حرکت درآمدن شمشیر. (معجم متن اللغة).
هبة. [ هَِ ب َ ] (ع مص، اِمص ) (از«وهَ ب ») بخشش و انعام . (ناظم الاطباء) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). بخشیدن چیزی را. (منتهی الارب ). بخشیدن و دادن چیزی بلاعوض . (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). التبرع تملیک العین بلاعوض . (تعریفات ). ◄ دراصطلاح شرع اسلام : هی العقد المقتضی لتملیک العین من غیر عوض منجزا مجرداً عن القربة. (شرایع محقق حلی ). هبه در قانون مدنی ایران : قانون مدنی ایران هبه را در ماده ٔ ٧٩٥ به این طریق تعریف میکند: هبه عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را مجاناً به کس دیگری تملیک میکند. تملیک کننده را واهب، طرف دیگر را متهب و مالی را که مورد هبة است عین موهوبه میگویند.» هبه بر دو قسم است : یکی قابل رجوع و دیگری غیرقابل رجوع . هبه ای که بموجب قباله که هبه نامه نامیده میشود صورت گیرد و قباله ٔ آن ثبت شود قابل ارجاع نیست ولی هبه ای که مقبوض نباشد قابل ارجاع است . هبه در حقوق روم : موضوع خانواده نزد رومیان قدیم اهمیتی فوق العاده داشته است و سیاستمداران و مقننین روم همواره سعی داشته اند که اساس خانواده را محکمتر نموده و آن را از موجبات زوال و تزلزل محفوظ دارند و به این جهت رومیان کاملاً طرفدار هبه نبوده و آن را با نظر غیرمساعدنگاه میکردند و هبه را جز در موارد خاص و یا شرایط سخت تجویز نمیکردند. بنابراین دو نوع تضمین وثیقه درمورد هبه وجود داشت . ١ - قدیمترین قانونی که در خصوص هبه در روم وضع شده بود قانون سینسیا است . قانون مزبور از طرفی عقد هبه را از سایر عقود کاملاً مجزا و از طرف دیگر آن را خواه از حیث مقدار و خواه از حیث اشخاص محدود کرده بود نکته ٔ قابل ذکر این است که قانون مزبور هیچ نوع ضمانت اجراء در موارد تخلف از آن پیش بینی نکرده بود. ٢ - ثبت قباله ٔ هبه . یکی از تشریفاتی که ممکن است باعث جدی بودن عمل هبه و سبب تأمل و تفکر واهب بشود ثبت قباله ٔ هبه است . قوانین ثبت قباله ٔ هبه در زمان کنستانس کلوری و کنستانتین وضع شد ولی در عهد امپراتوری ژوستینین بموجب فرمانی که صادر کرد ثبت قباله ٔ هبه وقتی اجباری بود که میزان آن از ٥٠٠ شاهی طلا تجاوز کند. هبه در حقوق ایران باستان : در کتب تاریخ ایران باستان اطلاعات مهم و مفصلی در باب هبه وجود ندارد. تنها ممکن است از کتاب روایات که جزء کتب خطی کتابخانه ٔ ملی پاریس است و همچنین از تحقیقات پرفسور بارتولمه، مطالب بسیار مختصری در خصوص هبة به دست آورد. هبه چنانکه از روایات استنباط میشودیکی از نتایج تکامل تاریخی مساله ٔ اپرماند است که در حقیقت عبارت از وصیت، به معنی امروزی در حقوق ایران میباشد. اپرماند عبارت از مالی بود که متوفی در وصیت نامه ٔ خود به کسی میداد و این اپرماند به تدریج به صورت هبه درآمده و دارای همان خواصی است که پوتلاچ به معنی هبه در زمان قدیم داشته است . در ایران قدیم متهب در صورت قبول هبه متعهد میشد که در مواقع لزوم عین مال و یا مثل آن و یا اینکه دو برابر آن را بر حسب موارد، بواهب و یا وارث مسترد دارد و معمولاً عمل هبة در روز اول هر سال و یا در اعیاد خصوصاً عید میتراصورت میگرفته و همان روز اسامی طرفین در دفتری ثبت میشده است . (از حقوق مدنی تألیف موسی عمید) (از ترجمه ٔ النهایة فی مجردالفقه و الفتاوی ).
هبة. [ هَِ ب َ ] (ع اِ) عطیه و هدیه ای که خالی از غرض یا عوض باشد. (معجم متن اللغة). ج، هِبات . (اقرب الموارد).