هباریة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هباریة. [ هََ ب ْ با ری ی َ ] (اِخ ) (ابن ...) رجوع به ابن هباریه شود.
هباریة. [هَُ ری ی َ ] (ع ص ) ریح هباریة؛ باد گردناک . (منتهی الارب ). باد غبارآلود. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).
هباریة. [ هَُ ی َ ] (ع اِ) آن چیزی از پرز پنبه که میپرد و همچنین از پشم و پر. (ناظم الاطباء). ریشه و ریزه ٔ پنبه و پشم که بپرد. (منتهی الارب ).ما طار من الریش . (اقرب الموارد). ◄ چرک وسبوسه ٔ سر. مایتعلق باسفل الشعر مثل النخالة من وسخ الرأس . (تاج العروس ).