هبابید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هبابید. [هََ ] (اِخ ) یاقوت حموی در معجم البلدان ذیل کلمه ٔ هبود، این کلمه را جمع هبود که نام آبی است دانسته، به اعتبار آبهای اطرافش . و چنین آورده : ابومنصور گوید که ابوالهیثم این بیت را برایم خواند : شربن بعکاش الهبابید شربة و کان لها الاحفی خلیطاً تزایله . و گفت که «عکاش الهبابید» آبی است که به آن هبود گفته میشود، پس آن را جمع می بندند به اعتبار اطرافش . (معجم البلدان . چ جدید. ج ٢٠ ص ٣٩١). ولی معجم متن اللغة آن را صورتی ازکلمه ٔ هبود دانسته است .