های های
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
های های . (اِ صوت ) به معنی زود زود و جلد جلد و شتاب و تعجیل باشد. (برهان ). کلمه ٔ تأکیدیعنی زود زود و جلد جلد و بشتاب . (ناظم الاطباء). ◄ به معنی هایاهای که شور و گریه ٔ مصیبت زدگان است . (برهان ). شور و غوغای ماتم زدگان . (ناظم الاطباء). هایاهای : بزد دست و ببرید رومی قبای برآمد خروشیدن های های . فردوسی . چنان آفریند که آیدش رای که ماندیم و مانیم با های های . فردوسی . تا ترا زین پیرهن خود نیست ای جاهل خبر روز و شب مانده ازینی های های و مفتتن . ناصرخسرو. از خداخواهم دل دیوانه ای های های گریه ٔ مستانه ای . (از انجمن آرا). صد بار بیش مردم و از بس که بی کسم یک های های گریه ام از خانه برنخاست . لسانی شیرازی (از ارمغان آصفی ).