هاکره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هاکره . [ رَ / رِ ] (ص ) الکن وآنکه در حرف زدن زبانش میگیرد. (برهان ) (ناظم الاطباء). جهانگیری نویسد: هاکره و هاکله، کسی را گویند که در سخن گفتن زبانش میگرفته باشد و آن را به تازی الکن خوانند. مؤلف تاریخ معجم نظم نموده : به دور معدلتش رهزنان ودزد از بیم شدندهاکره از کاف کاروان گفتن . رشیدی گوید: «لیکن در دیوان سوزنی این بیت یافته شد بر این وجه : ز عین عدلش زای زبان دزد براه چو ها گره شود از کاف کاروان گفتن . و بر این تقدیر دو کلمه است : ها، جداست و گره جداست ». هدایت در مقدمه ٔ انجمن آرا نویسد: «در فرهنگ جهانگیری آورده که «هاکره » به معنی الکن و کسی که زبانش گرفتگی دارد، و برهان هم به وی اقتفا کرده معلوم شد رشیدی نلغزیده معنی شعر رادرست دانسته است . شعر از سوزنی و بر این وجه است : (عین شعر را که رشیدی آورده نقل میکند) و خبط کرده . جهانگیری و برهان هاکره را که دو کلمه و «ها» جدا و «گره » جداست، یک کلمه شمرده به معنی الکن دانسته اند». سعید نفیسی پس از ذکر بیت مذکور نوشته است (درباره ٔ چند لغت پارسی در «یادنامه ٔ پورداود» ج ١ صص ٢٢٩ - ٢٣٠): «اما این بیت در تاریخ معجم نیست و پیداست از کسی است که همین اشتباه عجیب فرهنگ نویسان را به یاد داشته و این بیت را به همین نیّت که «هاکره » را به معنی «الکن » بیاورد سروده است . بیتی که در تاریخ معجم (چ تهران ١٣١٨ هَ . ق . ص ١٦) آمده این شعر سوزنی است که گوید: ز «عین » عدلش «زای » زبان دزد براه چو «ها» گره شود از «کاف » کاروان گفتن . و پیداست مراد سوزنی این است که زبان دزد که مانند «زای » حروف الفباست، یعنی تیزی و برندگی دارد، از «عین » حرف اول عدل ممدوح، یعنی از بیم عدل او، مانند «ها» که در شکل چون گره نوشته میشود، گفتن «کاف » اول لفظ کاروان گره میخورد، یعنی کند و ناتوان میشود. در این بیت، فرهنگ نویسان نادان «ها گره » را یک کلمه خوانده و «هاکره » پنداشته و به معنی الکن گرفته و بعد به قاعده ٔ تبدیل مخرجها در زبان فارسی که «را» به «لام » بدل میشود ضبط دیگری از این کلمه به صورت «هاکله » هم تراشیده اند». هرچند اعتراضات مزبور در مورد اشتباه فرهنگ نویسان در بیت سوزنی وارد است، ولی «هاکره » و «هاکله » به معنی الکن را آنان از خود نتراشیده اند، بلکه ایشان که در هندوستان میزیسته اند این کلمات را در آن کشور شنیده و ضبط کرده اند. در زبان هندی هاکله، هکلا hakla به معنی لکنت و الکن آمده، هکلاپن haklapan به معنی لکنت وهکلانا haklana به معنی لکنت داشتن است . در زبان اردو نیز این کلمات به همین معانی آمده، و تبدیل لام به را هم معهود است . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ج ٤ ص ٢٣٠٨).