هاوون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هاوون . (معرب، اِ)معرب هاون و به همان معنی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). الذی یدق فیه الدواء و غیره و الاصل هاوون علی فاعول لانه یجمع علی هواوین . قیل هو عربی کانه من الهون و قیل معرب . (اقرب الموارد). معرب است . بر وزن فاعول و هاوَن گفته نمیشود، زیرا در زبان عربی اسمی بر وزن فاعَل نیست . (المعرب جوالیقی ص ٣٤٦). ج، هواوین .