هامان سوز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِمر.) روز چهاردهم از ماه آذار (دوم) که در آن روز یهودیان صورتکها میساختند به نامهامان (وزیر خشایار شا) و بر دار میکشیدند و سپس آنها را میسوزاندند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِمر.) روز چهاردهم از ماه آذار (دوم) که در آن روز یهودیان صورتکها میساختند به نامهامان (وزیر خشایار شا) و بر دار میکشیدند و سپس آنها را میسوزاندند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هامانسوز. (اِ مرکب ) روز چهاردهم از ماه آذار که پس از آن ماه نیسان است . در این روز یهودیان صورتکها کنند به نام هامان (وزیر خشایارشا) و بر دار کشند و سپس بسوزانند و شادی کنند. رجوع به داستان هامان ذیل مدخل هامان در همین لغت نامه شود. و این روز را عید مَجَلّه نیز خوانند و در این روز روزه ای است جهودان را که صوم بوری نام دارد. در نسخه ٔ چاپی آثارالباقیه «هامان سور» آمده . جلال الدین همائی در التفهیم حاشیه ٔ ص ٢٤٧ چنین نوشته است : و اینکه در نسخه ٔ چاپی آثار الباقیه هامان سور به راء مهمله نوشته، اگرچه بی معنی نیست، اما با وجه تسمیه که از خود استاد (ابوریحان بیرونی ) همه جا می شنویم و ضبطی که در همه نسخ فارسی و عربی تازه و کهنه ٔ تفهیم می بینیم، اصل کلمه ٔ صحیح هامان سوز است به زاء نقطه دار از مصدر سوختن و سوزانیدن نه سور به معنی جشن و شادی است . (التفهیم صص ٢٤٦- ٢٤٧).