هارش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هارش . [ رِ ] (اِمص ) به معنی نازش است که ازنازیدن و فخر کردن و خودنمایی باشد. (برهان ) (آنندراج ). ناز و نازش و فخر و خودنمایی . (ناظم الاطباء).
هارش . (اِخ ) نام ولایتی که فعلاً در جای کرسی آن قریه ای است به نام توز خرما تلی . و در شمال آن دولت شیموروم (آلتون کوپروی فعلی ) نزدیک زاب کوچک قرار داشت . (تاریخ کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او تألیف رشیدیاسمی ص ٣٣ و ٣٥).