فرهنگ لغت

هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

افسوس که از همنفسان نیست کسی وز عمر گرانمایه نمانده است بسی دردا که نشد به کام دل یک لحظه با همنفسی بر آرم از دل نفسی

معنی هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۵ | فرهنگ لغت