فرهنگ لغت

هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

اکنون که زمین شد ز بهاران همه گل صحرا همه سبزه کوهساران همه گل از فرقت توست در دل ما همه خار وز طلعت تو به چشم یاران همه گل

معنی هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳ | فرهنگ لغت