فرهنگ لغت

هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای مستمعان را ز حدیث تو سرور وی دیده صاحب نظران را ز تو نور جز حرف و رخت گر شنوم ور بینم گوشم کر باد الهی و چشمم کور

معنی هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۳ | فرهنگ لغت