نیکی کنش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیکی کنش . [ ک ُ ن ِ ] (ص مرکب ) نیک رفتار. نیکوفعال . مقابل بدکنش : چو نیکی کنش باشی و بردبار نباشی به چشم خردمند خوار. فردوسی . بپرسیدش از راد و خردک منش ز نیکی کنش مردم و بدکنش . فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیکی کنش . [ ک ُ ن ِ ] (ص مرکب ) نیک رفتار. نیکوفعال . مقابل بدکنش : چو نیکی کنش باشی و بردبار نباشی به چشم خردمند خوار. فردوسی . بپرسیدش از راد و خردک منش ز نیکی کنش مردم و بدکنش . فردوسی .