نیکودل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیکودل . [ دِ ] (ص مرکب ) نیک دل . (فرهنگ فارسی معین ). مهربان . مشفق . خیرخواه : پاکیزه دین و پاک نژاد و بزرگ عفو نیکودل و ستوده خصال و نکوشیم . فرخی . نیکودل و نکونیت است و نکوسخن خوش عادت است و طبع خوش او را و خوش زبان . فرخی . بواسحاق مردی نیکودل و مسلمان و نیکوسیرت بود. (تاریخ سیستان ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی