نیکوخصال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیکوخصال . [ خ ِ ] (ص مرکب ) کسی که دارای خصلت های پسندیده باشد. (ناظم الاطباء). نکوخصلت : چه نیکوخصال و چه نیکوفعالی چه پاکیزه طبعی و پاکیزه رایی . فرخی . آزادطبع و پاک نهاد و مجرد است نیکوخصال و نیک خوی است و موحد است . منوچهری .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی