نیکوبیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیکوبیان . [ ب َ ] (ص مرکب ) خوش بیان . فصیح . که بیانی دلنشین دارد : از بر ایوان ماه بارگهی خوب بود ساکن آن خواجه ٔ فاضل نیکوبیان . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیکوبیان . [ ب َ ] (ص مرکب ) خوش بیان . فصیح . که بیانی دلنشین دارد : از بر ایوان ماه بارگهی خوب بود ساکن آن خواجه ٔ فاضل نیکوبیان . خاقانی .