نیک نهادی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیک نهادی . [ ن ِ / ن َ ] (حامص مرکب ) خوش طینتی . نیکوفطرتی . نیک نهاد بودن : به جوانمردی و تشریف نوازی مشهور به توانگردلی و نیک نهادی مشهود. سعدی . ◄ بلاهت . بله . (از منتهی الارب ) (یادداشت مؤلف ). ساده لوحی .