نیک فرجام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیک فرجام . [ ف َ ] (ص مرکب ) عاقبت به خیر. (یادداشت مؤلف ). نیک سرانجام . (آنندراج ). خوش عاقبت : یکی را زشت خوئی داد دشنام تحمل کرد و گفت ای نیک فرجام . سعدی . بخواند هوشمند نیک فرجام نشاید کرد ضایع خیره ایام . سعدی .