نیک داشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیک داشت . (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) خوب نگه داشتن . نیک تعهد کردن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ احترام کردن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ ضیافت کردن . مهمانی . (فرهنگ فارسی معین ) : شتربه نیک فربه گشته است و بدو حاجتی و از او فراغتی نیست، وحوش را به گوشت او نیک داشتی خواهم کرد. (کلیله و دمنه از فرهنگ فارسی معین ). ◄ نعمت . (فرهنگ فارسی معین ) : اذکروا نعمةاﷲ علیکم (قرآن ٢٣١/٢ و چند آیه ٔ دیگر)؛ یاد کنید نیک داشت خدای تعالی را بر شما. (تفسیر کمبریج از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی