نیم آدمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیم آدمی . [ دَ ] (اِ مرکب ) کنایه از مطلق زن، زیرا که دو زن را در گواهی به منزله ٔ یک مرد داشته و در دیوان خاقانی کنایه از والده ٔ خاقانی است . (از غیاث اللغات ) (آنندراج ) : لیک نیم آدمی آنجاست مرا چون سپردمْش به یزدان چه کنم . خاقانی .