نیلاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیلاب . (اِخ ) رود سند. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به سند شود.
نیلاب . (اِ مرکب ) نیل آب . آب نیل . آبی که در آن نیل رنگرزی حل کرده باشند : اندر سکاهن شب و نیلاب آسمان نو جامه ٔ دورنگ به هر مه برآورید. خاقانی .
نیلاب . (اِخ ) نام شهر جندی شاپور است و آن نیلاط بوده درقدیم . (از معجم البلدان ). رجوع به جندی شاپور شود.