نیط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیط. [ ن َ ] (ع مص ) دور شدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ (اِ) مرگ یا مرده یا نهایت زمان عمر. (منتهی الارب ). موت یا جنازه یا اجل . و یقال : طعن فی نیطه وفی جنازته ؛ اذا مات . (متن اللغة) (از اقرب الموارد). ◄ آن رگ بود که دل بدان آویخته بود از وتین . (مهذب الاسماء). رگی سطبر که بدان دل در رگ وتین آویخته است . نیاط. (منتهی الارب ). رجوع به نیاط شود.
نیط. [ ن َی ْ ی ِ ] (ع ص، اِ) چاه که از جوانبش آب در میان آید و از تک برنزهد. (منتهی الارب ). چشمه ٔ جوشنده در چاه پیش از آنکه چاه به قعر رسد . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) .