نیاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیاق . (اِخ )دهی است جزء دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان قزوین .در ٥هزارگزی جنوب قزوین، در جلگه ٔ معتدل هوایی واقعو دارای ٤٤٧ تن سکنه است . آبش از قنات و چشمه، محصولش غلات و انگور و بادام، شغل اهالی زراعت و گلیم بافی و جوراب بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١).
نیاق . (ع اِ) جمع ناقه است . رجوع به ناقه شود. ◄ جمع نیق است . رجوع به نیق شود. ◄ (مص ) مصدر غیرقیاسی از انیاق . (از منتهی الارب ). در شگفت انداختن کسی را. نیق . انیاق . (از ناظم الاطباء). رجوع به نیق شود.