نیاسودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیاسودن . [ ن َ دَ ] (مص منفی ) مقابل آسودن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به آسودن شود : همیشه نیاساید از جست و جوی همه ساله هر جای رنگ است و بوی . فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیاسودن . [ ن َ دَ ] (مص منفی ) مقابل آسودن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به آسودن شود : همیشه نیاساید از جست و جوی همه ساله هر جای رنگ است و بوی . فردوسی .